روزنامه گاردین در مقالهای به نقش ترامپ در شعلهور کردن آتش جنگ در دنیا و بررسی امکان بازگشت به دیپلماسی پرداخته اما آنچه بیش از اصل مقاله جلب توجه میکند، استنادات متعدد آن به مواضع شخصیتها و تحلیلگران سیاسی است که این مقاله را به مجموعهای ارزشمند در ثبت دیدگاههای بینالمللی در زمینه تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تبدیل کرده است.
تهدید صلح در جهانی در هم پیوسته
«تقسیمناپذیری موجودیت ما در هر جنبهای از فعالیتهای انسانی نفوذ کرده و با پیشرفت جهانی شدن، عمیقتر هم شده است. واقعیت اکنون این است که جنگ در هر کجای دنیا، تهدیدی جدی برای صلح ایجاد میکند»، این اظهارات از سوی سوبراهامانیام جایشنکار، وزیر خارجه هند بیان شده و به بههم پیوستگی هر چه بیشتر تحولات در عرصه بینالمللی اشاره دارد. این همان واقعیتی است که تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و مشاور ترامپ در خاورمیانه هم به نوعی دیگر بر آن اذعان دارد؛ اینکه جنگ علیه ایران توسط رئیسجمهور ترامپ و اسرائیل پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه داشته و «آتشسوزی اردوگاهی را به آتشسوزی جنگلی تبدیل کرده است».
علاوه بر این او خاورمیانه را به یک مکعب روبیک تشبیه میکند، جایی که یک حرکت میتواند به طور ناخواسته کل تصویر را تغییر دهد: «وقتی شما چیزی را در منطقه تنظیم میکنید، آنچه ما دیدهایم آن است که همه چیز تغییر میکند. این پیامدهای ناخواسته و سرعت متوالی اتفاقاتی که رخ میدهد غیرمنتظره است». در نهایت پاتریک وینتور، تحلیلگر گاردین این پیوستگی تحولات جهانی را این گونه توصیف میکند: «هرگز زمانی را شاهد نبودهایم که جهان بیش از الان پیوسته باشد.
آنچه در شوراهای محرمانه داخلی تهران، کوههای جنوب غربی یمن، دشتهای دونباس، سرزمین خونین هنوز ویرانه غزه و حتی بولوارهای باشکوه پاریس و میلان رخ میدهد، همگی یک سرنخ مشترک دارند».
تلاقی اختلال جهانی و یک اختلال شخصیتی
چارلز کوپچان، کارشناس روابط بینالملل در کتاب جدیدش مینویسد: «جهان در حال تجربه تحولات عمیق زمینشناختی است. قدرت به سرعت در سراسر نظام بینالملل در حال گسترش است، تحولی که سیاستورزی جهانی را کاهش داده و رقابت قدرتهای بزرگ را دوباره بیدار میکند... در عین حال پیشرفت عصر دیجیتال، قرارداد اجتماعی عصر صنعتی را تضعیف و اختلالات عظیم اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده که بر زندگی سیاسی درون کشورها و همچنین روابط میان آنها تأثیر میگذارد».
از نظر این کارشناس روابط بینالملل، ترامپ میتواند نشانه این روند سیستماتیک و گسترده باشد. در اینجا تحلیلگر گاردین نکته ظریفی هم به این تحلیل اضافه میکند؛ باید بپذیریم که در این دنیای بههم پیوسته و در حال تحول، آسیبهای مخرب یک رئیس جمهور دمدمی، خودخواه و بیاخلاق، ۱۰برابر شده است: «این همان چیزی است که ما تجربه میکنیم؛ اختلال جهانی با اختلال شخصیتی تلاقی پیدا کرده است».
حماقتهای بیپایان آمریکا و ترامپ
«ما ۲۳ تغییر رژیم در سراسر خاورمیانه و شام داشتهایم که به نوعی توسط آمریکا و یا تحت نفوذ آن اجرا شدهاند و هیچ کدام هم موفق نبودهاند... هر بار که سعی میکنیم مداخله کنیم و فرد یا رژیمی را تغییر دهیم، به نظر میرسد اشتباه بوده است». تام باراک این اظهارات را در شرایطی میگوید که به طور محتاطانهای از اشاره مستقیم به نام ایران پرهیز میکند و یا از نقش ترامپ در این زمینه فاکتور میگیرد. اما برخلاف وی، عبدل السید، نامزد دموکرات سنا در ایالت میشیگان در این ارتباط بسیار صریح سخن میگوید: «همه میتوانستند به شما بگویند این ایده[حمله به ایران] احمقانه است. واقعاً یک نفر در کل دنیا بود که پروژهای ۴۰ساله برای وادار کردن ما به این جنگ داشت. او [نتانیاهو] نخست وزیر دولت دیگری است که بالاخره آن احمقی که حاضر به انجام این کار بود را پیدا کرد».
دیوید فروم، کسی که سخنرانیهای جرج دبلیو بوش را مینوشت، باور دارد شرایط کنونی با افول شخصیتی ترامپ ارتباط مستقیم دارد: «وقتی ۱۰سال پیش وارد سیاست شد، بسیار بیشتر از حالا کلاهبرداری خودآگاه بود... اما او اکنون ممکن است سردرگم شده باشد؛ در دنیایی از توهمات، جایی که حتی دیگر خودش هم نمیداند چه چیزی حقیقت است و چه چیزی دروغ».
پیامدهای همراه شدن با ترامپ
«رهبرانی هستند که فکر میکنند ترامپ احمق است و بنابراین تصمیم گرفتهاند: من میتوانم این مرد را بدست آورم. میتوانم یک ساعت الماس به او بدهم، میتوانم به عجیبترین شکل ممکن برای او چاپلوسی کنم». اینها بخشی از سخنان کریستیا فریلند، وزیر خارجه سابق کانادا در مورد چگونگی مواجهه رهبران جهان با ترامپ است. اما اکنون گویا همان رهبران از خواب بیدار شده و با خطرات کنار گذاشته شدن از جانب آمریکا مواجه شدهاند. بیدفاع ماندن عربستان سعودی در برابر حوثیها وتلاش ترامپ برای منحرف کردن فاجعه ایران به سمت اوکراین بخشی از این پیامدها به شمار میآیند.
لحظه فروپاشی دیوار برلین خاورمیانه
در نهایت باید منتظر لحظه فروپاشی دیوار برلین در خاورمیانه باشیم. اکنون قدرتهای خاورمیانه به تهدید حاکمیت خود توسط سیستمی که در آن آمریکا به طور مداوم اولویتهای اسرائیل را ترجیح میدهد، آگاه شدهاند. هنوز در روزهای ابتدایی قرار داریم، اما برای رهبر یکی از کشورهای خلیج فارس که خواستار پیمان امنیت جمعی با حضور ایران است، کاری که عمان در این هفته انجام داد، این همان لحظه دیوار برلین است؛ با این مفهوم که آمریکا دیگر نباید تأمینکننده امنیت خلیج فارس باشد.
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما